درود
دوستان عزیز درود !
دو سالیه که این وبلاگ مونسمه . مونس تنهاییهام .لحظات تلخ و سنگینی
که تنها تو قاموس غربت میگنجه . خیلی ها اومدن سرزدن یا سرزده
اومدن ، با خوشرویی با ترشرویی . با درد ، بی درد ، با عشق با نفرت
، .... اما باز من موندم و خلوت خودم و غربت . انیسم باز شد تنهایی ،
خیلی تلاش کردم که این خلاء رو پر کنم . اما چه میشد کرد ؟! اون به
من خو کرده و من به اون .. بقول سهراب : دلم گرفته ، دلم سخت گرفته
میخوام یه مدت وبلاگ عزیزم رو- این دوست مهربونم رو تنها بذارم .
حس میکنم اونم از دست من خسته شده . اصلا واژه ها خسته ان ، دل
شکسته ان .... میخوام از شما رخصت بگیرم واسه چند مدت ... دلم
دریایی شده ، هوائی شده ، دلم اهورائی شده ....
بدرود تا درودی دیگر
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 16:35  توسط سعید
|

