تبليغاتX
دلنوشته های ِ یک کارگر

دلنوشته های ِ یک کارگر

سیاسی ، اجتماعی ، ورزشی ، هنری ، کارگری ، آزادیخواهی

درود

دوستان عزیز درود !

دو سالیه که این وبلاگ مونسمه . مونس تنهاییهام .لحظات تلخ و سنگینی

که تنها تو قاموس غربت میگنجه . خیلی ها اومدن سرزدن یا سرزده 

اومدن ، با خوشرویی با ترشرویی . با درد ، بی درد ، با عشق با نفرت

، .... اما باز من موندم و خلوت خودم و غربت . انیسم باز شد تنهایی ،

خیلی تلاش کردم که این خلاء رو پر کنم . اما چه میشد کرد ؟! اون به

من خو کرده و من به اون .. بقول سهراب : دلم گرفته ، دلم سخت گرفته

میخوام یه مدت وبلاگ عزیزم رو- این دوست مهربونم رو تنها بذارم .

حس میکنم اونم از دست من خسته شده . اصلا واژه ها خسته ان ، دل

شکسته ان .... میخوام از شما رخصت بگیرم واسه چند مدت ... دلم

دریایی شده ، هوائی شده ، دلم اهورائی شده ....

بدرود تا درودی دیگر  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 16:35  توسط سعید  |